الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
368
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىكند ، در حال عادى تمام دستگاههاى بدن نسبت به يكديگر خدمت متقابل دارند و هر عضوى براى كل بدن كار مىكند و از خدمات اعضاى ديگر نيز بهره مند است ( اين همان اصل عدالت است ) . ولى گاه عضوى مجروح مىشود و توان متقابل را از دست مىدهد ، آيا ممكن است در اين حال ، بقيه اعضاء او را به دست فراموشى بسپارند ، به خاطر اينكه از كار افتاده است ؟ آيا ممكن است دست از حمايت و تغذيه عضو مجروح بردارند ؟ مسلما نه ( و اين همان احسان است ) . در كل جامعه انسانى نيز اين دو حالت بايد حاكم باشد و گرنه جامعه سالمى نيست . در اخبار اسلامى و همچنين گفتار مفسران در فرق ميان اين دو يعنى عدل و احسان بيانات مختلفى ديده مىشود كه شايد غالبا به آنچه در بالا گفتيم باز مىگردد . در حديثى از على ع مىخوانيم العدل الانصاف ، و الاحسان التفضل : « عدل آنست كه حق مردم را به آنها برسانى ، و احسان آن است كه بر آنها تفضل كنى » ( 1 ) اين همان است كه در بالا اشاره شد . بعضى گفتهاند عدل ، اداء واجبات و احسان انجام مستحبات است . بعضى ديگر گفتهاند عدل ، توحيد است ، و احسان اداء واجبات ( طبق اين تفسير عدل به اعتقاد اشاره مىكند و احسان به عمل ) . بعضى گفتهاند عدالت ، هماهنگى ظاهر و باطن است ، و احسان آن است كه باطن انسان از ظاهر او بهتر باشد . بعضى ديگر عدالت را مربوط به جنبههاى عملى دانستهاند و احسان را مربوط به گفتار :
--> ( 1 ) نهج البلاغه كلمات قصار جمله 231 .